تبلیغات
نوریها - مطالب ابر طنز
 
نوریها
 
 
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

یك خانم و یك آقا كه سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند،بعد از حركت قطارمتوجه شدند كه در این كو په درجه یك؛ كه تختخواب دار هم میباشد ،با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد كوپه نخواهد شد.ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.شب كه وقت خواب رسید ؛ خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال كردند.اما مدتی نگذشته بود كه خانم........از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟- خواهش میكنم! -من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یك پتوی اضافی بگیرید؟مرد جواب داد: من یه پیشنهاد دارم!زن : چه پیشنهادی؟مرد: فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم.زن ریزخندی كرد و با شیطنت گفت: چه اشكال داره ، موافقم!- قبول؟- قبول!مرد گفت ، خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو،برو از مهموندار پتو بگیر. یه لیوان چائی هم برای من بیار.دیگه هم مزاحم من نشوتو روح آدم منحرف:)))))))))))))





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، قطار،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

یك خانم و یك آقا كه سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند،بعد از حركت قطارمتوجه شدند كه در این كو په درجه یك؛ كه تختخواب دار هم میباشد ،با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد كوپه نخواهد شد.ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.شب كه وقت خواب رسید ؛ خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال كردند.اما مدتی نگذشته بود كه خانم........از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟- خواهش میكنم! -من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یك پتوی اضافی بگیرید؟مرد جواب داد: من یه پیشنهاد دارم!زن : چه پیشنهادی؟مرد: فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم.زن ریزخندی كرد و با شیطنت گفت: چه اشكال داره ، موافقم!- قبول؟- قبول!مرد گفت ، خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو،برو از مهموندار پتو بگیر. یه لیوان چائی هم برای من بیار.دیگه هم مزاحم من نشوتو روح آدم منحرف:)))))))))))))





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، قطار،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

یك خانم و یك آقا كه سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند،بعد از حركت قطارمتوجه شدند كه در این كو په درجه یك؛ كه تختخواب دار هم میباشد ،با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد كوپه نخواهد شد.ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.شب كه وقت خواب رسید ؛ خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال كردند.اما مدتی نگذشته بود كه خانم........از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟- خواهش میكنم! -من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یك پتوی اضافی بگیرید؟مرد جواب داد: من یه پیشنهاد دارم!زن : چه پیشنهادی؟مرد: فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم.زن ریزخندی كرد و با شیطنت گفت: چه اشكال داره ، موافقم!- قبول؟- قبول!مرد گفت ، خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو،برو از مهموندار پتو بگیر. یه لیوان چائی هم برای من بیار.دیگه هم مزاحم من نشوتو روح آدم منحرف:)))))))))))))





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، قطار،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

یك خانم و یك آقا كه سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند،بعد از حركت قطارمتوجه شدند كه در این كو په درجه یك؛ كه تختخواب دار هم میباشد ،با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد كوپه نخواهد شد.ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.شب كه وقت خواب رسید ؛ خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال كردند.اما مدتی نگذشته بود كه خانم........از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟- خواهش میكنم! -من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یك پتوی اضافی بگیرید؟مرد جواب داد: من یه پیشنهاد دارم!زن : چه پیشنهادی؟مرد: فقط برای همین امشب، تصور كنیم كه زن و شوهر هستیم.زن ریزخندی كرد و با شیطنت گفت: چه اشكال داره ، موافقم!- قبول؟- قبول!مرد گفت ، خب ، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو،برو از مهموندار پتو بگیر. یه لیوان چائی هم برای من بیار.دیگه هم مزاحم من نشوتو روح آدم منحرف:)))))))))))))





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، قطار،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، بحران،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، بحران،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، بحران،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، بحران،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، الکباب، ال،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، الکباب، ال،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی




نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان طنز، طنز، داستان جالب، الکباب، ال،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امید جهانشاهی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تی شرت | خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | خرید لباس زیر | خرید لباس زنانه| خرید پوشاک |خرید لوازم جانبی موبایل| خرید لوازم جانبی خودرو